بهاء الدوله رازى ( بهاء الدين بن مير قوام الدين )

206

خلاصة التجارب ( طبع قديم )

گشاده بوده باشد بهم گيرد و فرق ميان آن و غشى در غشى گفته شود و چون اشتباه افتد كه مسكوتى كه دمزدن وى ظاهر نباشد زنده است يا نه پنبه زده بر بينى او نهند و قدرى آب بر روى شكم وى ريزند اگر اندك حركتى اندر آب با پنبه پديد آيد زنده باشد و الا مرده بود و اگر آئينه روبروى او دارند بتوان دريافتن و شريانى در درون و بر هيئت بر جانب ظهر كه دائما در حركت‌ست و نبض از جهت برو خارج و ضعف زود از حركت بازميماند و بادخال اصبع معلوم توانكردن كه حركت مىكند يا نه و تا آن ساكن نگردد حيات منقطع نشود و بهتر آن بود كه درون چشمهاى مسكوت نظر كنند اگر مثال انسان كه آن را مردمك گويند ديده مىشود زنده باشد و الا نباشد علاج آنجا كه خون غالب باشد و مسكوت سخت سرخ و مرطوب بود نخست فصد بايد كردن از قيفال هر دو دست يا از وداجين و بر ساقها حجامت نيكو كردن و شكم را بحقنهاى معتدل فرود آوردن اولا و بعده بحقنهاى حاد اگر احتياج باشد و چون دندان بهم درنبرده باشد پر مرغ از روغن سوسن و غيره چرب بايد ساختن و بايارج فيقرا آلودن و به حلق او فروكردن تا باشد كه قى افتد و بعد قى حقنه كردن اولى باشد و مهرهاى پشت و گردن او را بروغن فربيون گرم كرده نيك ببايد ماليدن و اگر چيزى به حلق او فرورود ترياق بزرگ و اشباه آن يا جندبيدستر يا حلتيت يا سكنجبين در ماء العسل حل كرده به حلق او بايد چكانيدن دموى سر را ببايد ستردن و دواهاى حاد مفرح مثل فربيون و بلادر و زراريح و خردل و بيش و سيماب و اشباه اينها بر او ضماد يا طلا كردن گرم كرده و عصيه مرزنجوش و جندبيدستر و زهره كلنگ بهم آميخته در بينى او چكانيدن و نمك گرم كرده بر سر او پيوسته ضماد كردن نافع بود و گفته‌اند كه اگر طبقى يا تابهء را به آتش سرخ سازند و بر سر او مىنهند چنانچه موهاى سر او را بسوزد عظيم مفيد بود اين جهت آگاهانيدن بود و ترقيق خلط لزج و بايد كه اطراف او را محكم بمالند و پشت بكوبند و پيوسته بخور مناسب به بينى او مىدارند و اطراف او را در محلى كه هواى آن معتدل بود اندر آب گوگرد مىنهند و اندر حمام گرم بىآب بعد از استفراغات مىنشانند و آنجا كه از بلغم لزج افتاده باشد در قى و حقنه نيز و ماليدن بلثه خشن و نهادن تابهء گرم و مفرحات بر سر ضماد كردن و سائر علاجهاى مذكور سواى فصد و حجامت مبالغه تمام بايد كردن و خون را به حال خود گذاشته به حركت درآوردن و در تسخين دماغ و ترقيق و تلطيف ماده بيشتر كوشيدن و قنطوريون كبير و شحم حنظل و غاريقون اندرين حقنه مناسب بود و اگر بچوبى نرم يا روال بر سر او بسيار زنند بغايت مفيد باشد و آنجا كه از سودا افتاده باشد اگر در خون